خانهء دل

راه حل بحران- رشوه به ترورستها
نویسنده : بهروز ذبیح الله - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸۸
 

 

سرانجام بعد از هشت سال مبارزه ی ناکام نیروهای خارجی با سرکردگی امریکا علیه طالبان غربی ها راه حل آسان بحران افغانستان را کشف کردند. به نظر آنها به جای جنگ و درگیری بی پایان میشود با رشوه دادن به طالبان سرسخت و جلب انها در قدرت سیاسی پرونده  بحران دامندار افغانستان را بسته اعلام کرد.

این طرح جالب در کنفرانس لندن به طور جدی از سوی کشور های غربی مطرح گردید. این کشور ها پیشنهاد کردند که برای جلب رضایت طالبان به صلح و تشویق و دلجویی انها برای تاسیس یک حکومت اعتلافی و فراگیر در افغانستان کشور های جهان باید 500میلیون دلار رشوه برای این گروه جمع آوری کنند. کشور های غربی برای نشان دادن حسن نیت و جدیت طرح خود در برابر طالبان قبل از شروع کنفرانس لندن به عنوان پیش پرداخت نام برخی از رهبران بلندپایه طالبان را از فهریست سیاه خویش خط زدند.

بدین ترتیب شورای امنیت سازمان ملل متحد پنج نماینده جنبش تندگرای طالبان از جمله وکیل احمد متوکیل-وزیر سابق امور خارجه طالبان، فاضل محمد- معاون سابق وزیر بازرگانی، شمس الصفا امین زی- مسؤل سابق ارتباط با رسانه ها، محمدموسی حتاک- معاون سابق وزیر برنامریزی و عبد الحکیم- معاون سابق امور مرزی دولت وقت طالبان از فهریست افراد مرتبیط با تروریسم حذف کرد. البته، رشوه دادن به طالبان خبر تازه ی نیست. قبل از این هم برخی از کشور های خارجی برای جلوگیری از حمله نیروهای طالب به مقر نظامیان خود به طالبان باج می دادند.

من نمی دانم یا ما این قدر عقیب مانده و کندذهن هستیم که به عمق طرح های غربی ها پی نمی بریم یا انها این قدر ساده لوح شده اند که از طریق رشوه می خواهند بحران سی ساله در افغانستان را به این راحتی حل و فصل کنند. یا حدیث دیگی در جریان است؟...

اما به نظر من طرح مذکور به معنی تشویق گروه های افراطی و تندگرا در منطقه محسوب می شود، زیرا از طریق تندگرای هم به قدرت می رسند و هم به منابع مالی دست می یابند.

گذشته از این در این رابطه سؤال های دیگری نیز در  ذهن مردم مطرح می شوند. برای مثال، اگر غربی ها می پندارند، که راه حل بحران افغانستان جلب طالبان در قدرت سیاسی می باشد، پس هشت سال پیش طالبان که در این کشور بر سر قدرت بودند چرا انهارا سرنگون کردند؟

علاوه بر این اگر رشوه یا خود هدیه دادن راه حل مناسب برای جلوگیری از گسترش تروریسم باشد، چرا غربی ها در سال 2001 قبل از حمله نظامی به افغانستان از همین رویش استفاده نکردند؟

اگر طالبان با دریافت رشوه ی غربی ها برای تاسیس یک حکومت مراسای ملی در افغانستان راضی شوند، پس خسارات وارده به مردم بی گناه افغانستان و پاکستان را، که در نتیجه  حمله های هوایی و زمینی نیرو های خارجی متحمل شده اند، که پرداخت خواهد کرد؟

و بلاخره، اگر این طرح به نتبجه برسد آیا بحران تروریسم به عنوان تحدید کننده امنیت ملی امریکا خاتمه خواهد یافت یا خیر ؟

البته طراحان این طرح جدید هدف از این برنامه خود را رخنه انداختن در صفوص طالبان ارزیابی می کنند و با تقسیم طالبان به افراد میانه رو و تندگرا قصد اجرای «عدالت» در برخورد با این گروه را دارند. اما واقعیت این است، که طرح معامله صلح با طالبان به معنی شکست نیروهای اعتلاف بین المللی در مبارزه علیه تروریسم در افغانستان است زیرا امریکا محض با همین ادعا به خاک افغانستان لشکرکشی کرد. طرح صلح با طالبان بیانگر این منطق است، که یا طالبان از همان آغاز تروریست نبودند یا امریکا در نزد جامعه بشری دروغ گفته است. از سوی دیگر با یک بررسی منطقی می توان به چنین نتیجه رسید، که هدف امریکا و متحدان  غربی این کشور از حمله به افغانستان از همان ابتدا نه مبارزه با طالبان و تروریسم بلکه حضور در منطقه استراتزیک آسیای مرکزی و افغانستان بوده است. پس اگر این دیدگاه حقیقت داشته باشد برای امریکا، که هم اکنون در منطقه حضور پیدا کرده است چندان فرقی ندارد، که در افغانستان طالب سر قدرت باشد یا تاجیک. البته این گونه بازی در عراق هم با طرح جلب نیروهای بعثی در قدرت سیاسی این کشور ادامه دارد.

بر همین اساس وزیر دفاع آلمان حضور اعضای میانه رو طالبان در حکومت افغانستان را شرط اصلی برقراری هر گونه صلح در این کشور می داند. گوتنبرگ همچنین با نومیدی از تحقوق دموکراسی به شیوه غربی در افغانستان اعتراف کرده است،که  انها در این زمینه ویژگی های خاص قومیتی و سیاسی مردم افغان را در نظر نگرفته اند. وزیر دفاع آلمان همچنین اعتراف کرده است، که هر فرد شورشی تحدید مستقیم علیه غرب به شمار نمی رود.

روس ها باشد انتظار داشتند، که کشور های غربی در نشست لندن برنامه دقیق خود در باره خروج نیروهای نظامی شان از خاک افغانستان را اعلام کنند دمتری رگزین نماینده روسیه در ناتو گفته بود، که کشورش مخالف تاسیس هر گونه پایگاه نظامی توسط نیروهای خارجی در خاک افغانستان است. به گفته وی مسکو خاستار یک افغانستان بی طرف و خارج از هر گونه بلوک های نظامی می باشد.

واقعیت این است، که رهبران غربی با لشکرکشی به افغانستان انتظار نداشتند، که با مقاومت سرسختانه و طولانی گروه طالبان رو به رو می شوند. اکنون با دادن تلفات جانی و صرف هزینه های هنگفت با مخالفت افکار عمومی در جامعه های خود نیز قرار گرفته اند. به نظر می رسد غربی ها حالا با طرح پیشنهاد رشوه به طالبان قصد دارند بحران افغانستان را به نحوی محار و زمینه را برای فرار «آبرمندانه» خود فراهم سازند.

از سوی دیگر بحران مالی جهان غرب را برای مقابله با طالبان در یک جنگ فرسایشی ناتوان کرده است و انها اکنون در جستجوی راه های برونرفت از باتلاق افغانستان هستند. در واقع اگر هدف غرب از دخالت در بحران داخلی افعانستان تامین صلح و ثبات و بازسازی این کشور می بود باید گفت که با مبلغ های، که طی این سالها در عراق و افغانستان مصرف شده است میشد دهها کشور عقیب مانده را کاملا آباد کرد. حوادث تلخ افغانستان و عراق نشان می دهد، که در جهان معاصر، که ملت ها بیدار شده اند از راه نظامی گری نمی توان بر جهان حکومت کرد. اما صرف نظر از هر حدث و گمانی این نکته مسلم است، که حمله به افغانستان یک اشتباه جبران ناپزیر استراتژیست های امریکای بود. مردم تاجیک می گویند «آزموده را آزمودن خطاست» . شاید اگر امریکایها این مقال تاجیکی را می دانستند هرگز به افغانستان حمله نمی کردند. گفتنیست، در صورت سحیم کردن طالبان در قدرت سیاسی افغانستان دوباره به وضعیت سال 1989- زمان خروج نیروهای شوروی از این کشور برمی گردد و این وضعیت به معنای پایان بحران در کشور افغانستان نیست.

 شکست کنفرانس لندن

 ناتوانی در حل بحران افغانستان بعد از هشت سال اشغال این کشور نشان می دهد، که غربی ها شناخت کافی در باره مخصوصیت های جامعه افغان ندارند. گزشته از این، غرب برای حل مسکل این کشور از دیدگاه های سازنده کشور های همسایه افغانستان نظیر جمهوری اسلامی ایران، پاکستان و تاجیکستان استفاده نکرد. شاید به این خاطر باشد، که ایران در اعتراض به طرح های خام و مغریضانه غربی ها برای حل بحران افغانستان در کنفرانس لندن شرکت نکرد. ایرانی ها هر گونه طرحی را بدون در نظر گرفتن نقش کشور های منطقه از قبل شکست خورده می دانند. اما فتوای شکست کنفرانس لندن را قبل از همه خود طالبان  صادر کردند. جنبش طالبان روز جمعه 29 ژانویه با پخش بیانیه ی طرح غربی ها برای دادن رشوه به طالبان را در عوض دست کشیدن انها از جنگ مسلحانه یک نوع دام تضویر برای نیروهای خود اعلام کردند. طالبان جلب نیروهای خود به واسطه پول را یک طرح ناکام و بی اساس ارزیابی کرد. این جنبش خروج بی قید و شرط نیروهای خارجی از خاک کشورشان را تنها راه حل بحران سیاسی و امنیتی در افغانستان می داند.

گفتنی است در حال حاضر بیش از 110 هزار نیروی خارجی از جمله 70 هزار نظامی اکریکای در خاک افغانستان مستقر هستند. بر اساس طرح جدید باراک آباما درباره افغانستان قرار است امسال 30 هزار سرباز امریکای و 7 هزار سرباز تازه نفس از دیگر کشور های عضو اعتلاف بین المللی مبارزه با تروریسم به این جمع بپیوندند.

 


 
comment نظرات ()

 
نازپرورد
نویسنده : بهروز ذبیح الله - ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸۸
 

ناز از تو کسی خرید پاینده شود

نور از تو کسی گرفت تابنده شود

در شهر که شاهدان شیرین هستند

شرم از تو کسی نکرد شرمنده شود


 
comment نظرات ()

 
شکرفروش
نویسنده : بهروز ذبیح الله - ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آذر ،۱۳۸۸
 

جهان پیر پر از قصه و فسانه ی ماست

شکرفروش شدیم و شکر بهانه ی ماست

مدام شکوه ز بدخوی یار خواهیم کرد

گلایه خود نمک شعر عاشقانه ی ماست

مباش خسته اگر نوحه ی حزین داریم

هزار نغمه ی نشنیده در ترانه ی ماست

تورا  بهانه ی خلقت  وجود  آدم  بود

برای هستی خود عاشقی بهانه ی ماست

ز ناز و غمزه پریشان نمی شود دل ما

نوید خسته دلان خلوت شبانه ی ماست


 
comment نظرات ()

 
هوای نفس
نویسنده : بهروز ذبیح الله - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ مهر ،۱۳۸۸
 

یک اشتباه کردم و چون قصه عام شد

تاوان آن به قیمت عمرم تمام شد

از فتنه ها و سرکشیِ نفس بدسگال

بنیاد زندگانیِ ما انهدام شد


 
comment نظرات ()

 
بازار
نویسنده : بهروز ذبیح الله - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ،۱۳۸۸
 

در این شهر شاه و گدارا فروشند

من و تو که باشیم؟ خدارا فروشند

در این جمعه بازارِ جاری جوانان

جوانی و حسن رسارا فروشند

زمین را به چین و فضارا به ماچین

زمین و زمان و هوارا فروشند

چو ناموس کالای بازاریان شد

همه گوهر بی بهارا فروشند

خودی را در این شهر بیگانه دیدم

به بیگانه صد آشنارا فروشند

در این شهر اشرار بالا نشینند

خردمندی و پارسارا فروشند

همه چیز اندر خرید و فروش است

کلام خدا و دعارا فروشند

ملاک کرامت جاه و جلال است

دیگر هر چه باشد شمارا فروشند

همی ترسم از بازگشتم به این شهر

همی ترسم از اینکه مارا فروشند


 
comment نظرات ()

 
خط کشیده اند
نویسنده : بهروز ذبیح الله - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ،۱۳۸۸
 

نام مرا ز خاطره ها خط کشیده اند

از صحفه ی کتاب شما خط کشیده اند

دیگر به یاد کس نرسم ،همچو آیینه

زیرا که در زمین و هوا، خط کشیده اند

ای خطکشان، پیام مرا می بری، مبر

نام مرا چو در همه جا خط کشیده اند

ای کاش، پاک می شدی این خاطرات دهر

تا کس نداند این که چرا خط کشیده اند


 
comment نظرات ()

 
پدر
نویسنده : بهروز ذبیح الله - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸۸
 

پیری رسید و درربود زیباءیت را

ای کاش مرحم می شدم تنهاءیت را

گفتی مرا دگر به کوهستان نه آیی

من رفتم و دادی ز دست داراءیت را

من حکمت آموز دبیستان تو بودم

دیگر نمی یابم دل دریاءیت را

همسایه را خوشبخت تر از خود دیدم آخر

کو بیشتر از من دیده است آقاءیت را

از تنگنای سخت غربت حس نمودم

ذکر و دعا و گریه و لالاءیت را

یک عمر این حسرت مرا آزرده دارد

ای کاش مرحم می شدم تنهاءیت را


 
comment نظرات ()

 
نامه به دوست
نویسنده : بهروز ذبیح الله - ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸۸
 

گل شکفته ی باغ دلم سلام تو بود

هوای تازه ی این خانه از پیام تو بود

شنیده ام، که در آن باغ غنچه می خندد

صدای مرغ سعادت ز پشت بام تو بود

طلوع تازه ی خرشید از سکوت شب است

اگرچه معویِ این نور در کنام تو بود

مرا تحمل و صبر تو عبرت آموز است

چه دولتی است قناعت، که در زمام تو بود

خجسته باد، که این باغ بار ور گردید

معطر است دیگر هر کجا که نام تو بود


 
comment نظرات ()

 
دام
نویسنده : بهروز ذبیح الله - ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸۸
 

مرغی که روی شاخه ی طوبی نشسته بود

یک  دانه  دید و زود  فرود آمد از کنام.

بنگر به این عجایب دنیا که این هوس

یک عمر کرد مرغک بیچاره را به دام.


 
comment نظرات ()

 
دیدگاه اندیشمندان تاجیک در باره ی استاد طاهر- معمار استقلال تاجیکستان
نویسنده : بهروز ذبیح الله - ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

[taher1.jpg]

لاله های دشت اشت( نام شهرستانی در ولایت سغد- واقع در شمال تاجیکستان) سر خمیده اند، طبیعت دامان گریه سر داده است. از این دشت پنج روز قبل بار آخر به زادگاه خود ابرمرد دوران، پایگذار استقلال تفکر استاد طاهر عبد الجبار می گذشت. سحنه ی قتل آرتور از داستان "غورمگس" یادم آمد. تیر می بارید و آرتور میژه نمی زد:" من به مرگ تمسخور می کنم...". استاد نیز تا لحظات آخر عمر با وجود اینکه می دانست برای زیستن امیدی نیست از آینده ی ملت حرف می زد: "رستن آسان و خیستن مشکل. خیستن و ساختن آرمان رستاخیز است. فقط برای دفاع استقلال و غرور ملی خیستن لازم است"

آخرین حرف استاد این بود: " از بحران مالی نترسید... اهرمن- بحران معنوی است..."

نجم الدین شاهن باد- نویسنده ی تاجیک

 

" حرکت در حال تشکل روشنفکری تاجیک که استاد طاهر از احیا گران بزرگ و سرشناس آن بو، با درگذشت ایشان وارد مرحله ی سنگین شد. برای آنهای که قابلیت درک مسایل را دارند می خواهم بگویم که این انسان شریف مسعولیت خویش را در نزد ملت و تاریخ سر بلندانه اجرا کرد.

باور دارم که روزی ملت تاجیک در شناخت افراد تاریخی خویش تجدید نظر و چهره های اصلی سیاسی، مذهبی و ملی را سر چین خواهد کرد و به خودشناسی  خواهد رسید. این یک امر تاریخ و طبعی ملتی است که آن را برای خود فرض و واجب می داند.

بانو آی نهال بابانظر- از فعالان حرکت آزادی خواهی

طاهر عبد الجبار سازمان خود را "رستاخیز" بدان معنی نامگزاری کرده بودند که ملت تاجیک چون مرغ هما از خاکستر تاریخ دوباره زنده شده پر-پر زنان به پرواز دراید. این معنیی همان خدشناسیِ ملی و استقلالیت دولتی را داشت. ایرانی نژادان حتی بهار فصل سال را به رمز رستاخیز گویند.

دکتر ظفر میرزایان

بیست و پنج سال مقدم من بار اول اورا در کابل دیدم. مرد بسیار باتمکین و کم سخن بود. اکثر اوقات می شنید و شنیده هایش را در ذهنش جای می داد. افکارش فیلسوفانه بود و اقتصاد و سیاست را خوب می دانیست. سخنش همه پند و حکمت آمیز صدا می داد.

عباد الله عاقل پور

استاد طاهر عبد الجبار به امر تقدیر در تاجیکستان، ایران و افغانستان زیست و همواره پاسدار عظمت و شکوه آریایی بود. استقلال واقعیِ تاجیکستان و همبستگیِ فارسی زبانان از جمله ی آرمان های حقیقیِ این مرد آزاده به شمار می رفت.

درگذشت استاد را برای آزادی خواهان و استقلال طلبان تاجیکستان تسلیت می گوییم، که یک آزادی خواه اصیل به معنیِ تام کلمه از کنارشان یا درست ترش از صف پیششان رفت.

اگرچه این تلفات سخت و سوزان است اما باید مادر تاجیک را به پروراندن چنین فرزندانی آزاده و طاهر(پاک) تبریک و شاد باش گفت. این ملت باید پاک مردانی چون طاهر را قربان کند تا به حد آرمانیِ پاکی و سر بلندی برسد.

هاشم خال زاده ی نیک ورز-خبرنگار تاجیک

استاد طاهر نه تن ها ناطق محکم سخن، بلکه یک انسان گشاده دل، نرمخو، و مهربان نیز بودند و این خسلت ها سبب می گشت، که آدمان به ایشان میل کنند، زود عنس بگیرند، به او اعتماد نمایند و دل خود را برایش باز کنند.

احترام عمیق به شخصی که از پس منصب و مقام ندوید و مقام خویش را با شکسته نفسیِ ویژه ی خودش ساخت.

سلیم ایوب زاد- نویسنده و خبرنگار تاجیک در پراگ

 

 


 
comment نظرات ()