آشوب چشم

 

از کوچه رد شدی و هوا خوشگوار شد

پاییز سرد شهر نشینان بهار شد

 

یک شهر چشم سوی تو خلوت گزیده اند

نوع نگاه رهگذران شعله بار شد

 

زآشوب چشم مست تو ای شوخ چشم  شهر

اوضاع شهر و منطقه ناپایدار شد

 

از حیرت نگاه خلایق به سمت تو

در شهر گوی حادثه انتحار شد

 

ابلیس را دو چشم تو بی راهه می کند

این رهزن از قیام تو بی اعتبار شد

/ 0 نظر / 20 بازدید