پدر

پیری رسید و درربود زیباءیت را

ای کاش مرحم می شدم تنهاءیت را

گفتی مرا دگر به کوهستان نه آیی

من رفتم و دادی ز دست داراءیت را

من حکمت آموز دبیستان تو بودم

دیگر نمی یابم دل دریاءیت را

همسایه را خوشبخت تر از خود دیدم آخر

کو بیشتر از من دیده است آقاءیت را

از تنگنای سخت غربت حس نمودم

ذکر و دعا و گریه و لالاءیت را

یک عمر این حسرت مرا آزرده دارد

ای کاش مرحم می شدم تنهاءیت را

/ 4 نظر / 15 بازدید
زبیر هجران

سلام به حضرت دوست . خوبی عزیز؟ من همیشه می آیم و شعرهای نازنین ات را میخوانم . بر میگردم شاد زی

وحیده

سلام آقای بهروز گرامی . راستی شعر هایتان حال و هوای دوشنبه را به آدم میدهد . راستی اون شعر اتحاد را که از شما گرفته بودم استاد مظفری گرفت . من خودم ندارم.موفق باشید.

شالچی

ایرانیان گرامی، بنظر میرسد که بار دیگر بخشی از شناسنامه و هویت ما مورد بی مهری قرار میگیرد. به تازگی پرزیدنت اوباما و وزیر خارجه امریکا، متاسفانه بجای نام خلیج فارس، تنها واژه "خلیج" را بکارمی برند. از شما فروتنانه درخواست میگردد با رفتن به تارنما یا وبسایت زیر توماری را که بسیار محترمانه و بر پایه تشریفات دیپلوماتیک تدوین شده است امضاء کنید تا برای ریاست جمهوری امریکا فرستاده شود http://petitions.tigweb.org/persiangulf همچنین، از همه دوستان و آشنایان خود در سراسر گیتی نیز بخواهید این کار را کرده و گامی در راه حفظ هویت و تمامیت ارضی ایران بردارند. به آگاهی میرساند که بنا بر رسمی که در امریکا وجود دارد، برای اینکه متن ارسالی شما مورد توجه کاخ سفید قرار گرفته و معتبر قلمداد گردد، ضروری است که نام و نام خانوادگی و نشانی ایمیل شما در جای ویژه نوشته شود. البته شما این گزینه را دارید که بخواهید نام و نشانی ایمیل شما در برابر دید همگان قرار نگیرد. برگردان فارسی متن بگونه زیر است:

هاشم (نیکورز)

پاینده باشی بهروز عزیز یجاد این شعر را به تو و همه انهایی که پدر برایشان عزیز است مبارکباد میگویم. من در زندگی این سعادت را داشتم که اقای و بزرکواریی پدرت را و ان هم در روزهای دشوار و سرنوشتساز زندکییم در زمستان سرد و خونالود سال 1993 از نزدیک شاهد باشم .ان سال برای من تنها و غریب در کشور خویش(چون هزاران تاجیکستانی دیگر گرفتار در تندباد بیرحم و دحشتناک جتگ داخلی) پدر و مادرت پدری و مادری و فرندانشان برادری و خاهری کردند...میدانم که جبران خدمتهای انها از عهده من حقیر خارج است ..(.همان طور که از عهده همه تاجیکان بیجاشده بر اثر جنگ در برابر برادریهای بدخشانیان برومند خارج است) واز این رو تنها کاری که میتوانم انجام دهم دعا نیکروزی از درگاه خدای یکتا برای خانواده شرافتمند و خداجوی تو و صدها خانواده دیگر دروازیها ی مهماننواز و انساندوست کردن است... ...شعر "پدر" بیدون شک سرود اساسی و ملی همه انهای که به امر الهی دور از کنار والیدین هستند و این حسرت را به دل دارند ..از جمله این حسرت در دل من منزل همیشگی پیدا کرده که از سر غفلت نتوانستم در سالهای پااینیی عمر پدر و مادر پاسخگوی محبتهایشان باشم...ا