نیست، نیست

به دنیا وفا و قرین نیست نیست

امیدی از این نازنین، نیست نیست

ز نو دولتان انتظار بهی

 ندارم که بتر از این، نیست نیست

همه نوش عالم به نیش اندر است

که در کاسه اش انگبین نیست نیست

هنر خوار گشت و هنرور حقیر

کسی را به علمش یقین نیست نیست

غریبی و ارباب ظالم  و فقر

 بلای بتر از همین نیست نیست

 عجوج و مجوج با من و با تو است

دیگر هیج  وهمی به چین، نیست نیست

ایا  جوفروشان  گندم نما

شما ریشه تان در زمین نیست نیست

اگر شعررا  شور معنی  نبود

شعار است و شاعر چنین نیست نیست

/ 1 نظر / 19 بازدید
اعظم گلپایگانی

شعر زیبایی بود از همگرایی میان ایرانی ها افغانستانی ها تاجیک ها و همه پارسی زبانان و دری لهجگان شیرین سخن خوش گفتار در فضای شبکه جهانی اینترنت مسرورم با امید همگرایی بیشتر و بیشتر اعظم از ایران