عطر

تا نشستی رو به روی عطر

در گلو درماند بوی عطر

در مشام هر که بویت هست

کی نماید آرزوی عطر ؟

رخنه شد بازار عطاران

کس نیامد با تو سوی عطر

نزد آنانی تورا دارند

نیست دیگر آبروی عطر

عالمی سرمست بوی توست

غافلان در جستجوی عطر

 می چشم بوی خوشت را صبح

می فشارم از گلوی عطر

تا حدیث بوی خوش گفتیم

پاره شد هر دم سبوی عطر

/ 5 نظر / 19 بازدید
ابوالفضل دادا

سلام دوست بزرگوارم غزلتان ایراد وزنی ندارد و از لحاظ موسیقیائی نیز روان و آهنگین است لذت بردم موفق و شیرین قلم مانید .

ابوالفضل دادا

سلام دوست بزرگوارم غزلتان ایراد وزنی ندارد و از لحاظ موسیقیائی نیز روان و آهنگین است لذت بردم موفق و شیرین قلم مانید .

ابوالفضل دادا

سلام دوست بزرگوارم غزلتان ایراد وزنی ندارد و از لحاظ موسیقیائی نیز روان و آهنگین است لذت بردم موفق و شیرین قلم مانید .

ahmadmazraai

درود بر بهروز خان بعضي از اشعارت را خواندم و لذّت بردم. ممنون خواهم شد اگر به وبلاگ من هم بيايي؛ من عاشق كشورهاي فارسي زبان هستم بخصوص تاجيكستان عزيزم. شعر شهرهاي گمشده را بخوان و نظر بده. بدرود